تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


نیمه شبی لبریز از عطر تنهایی  

سرم بدجور درد می کند ، بی امان تیر می کشد و ذهنم گیج می رود نه توان بخشش دارم نه توان تنفر نه حوصله ای برای بحث و نه گستاخی برای دعوا سکوت کرده ام تا بلکه راهی بیابم برای نجات.
آنچنان سرگرم نوشتن شده ام که پنجره ی نیمه باز از یادم رفت به خودم آمدم دمای خانه چون دمای یخچال 6 درجه سانتیگراد بود. 
من گرم نوشتن و دستانم مرتب سرد تر و سردتر می شد وقتی به آشپزخانه رفتم تا چای بگذارم تازه با دیدن پنجره نیمه باز علت سرمای ناگهانی خانع را فهمیدم بطرز عجیبی

ادامه مطلب  

خائوس  

روزی از روزهای پاییز
حوالیِ غروب
نسیم آزمندِ روح بر من تابید: 
میوه ی زردی در دستانم می پژمرد 
آتشی که خاموش می شد 
همزمان شعله می کشید. 
ستارگان به حالِ آدمی خندیدند 
و با چشمک زدنِ نابهنگام شان 
هر دم می مُردند و زنده می شدند... 

ادامه مطلب  

شهید فهمیده  

نوجوانی جبهه ها را درک کرد         بازی پس کوچه ها را ترک کردرفت تا خط مقدم تا خدا         رفت تا معنا کند آیینه راصورتش را با چفیه بسته بود       عزم او انگیزه ای پیوسته بودمادر پیرش پر از دلواپسی         پشت پایش نور می ریزد بسی«دست حق پشت و پناهت ای پسر        دین و ایمان تکیه گاهت ای پسر»آن بسیجی نبض فردا را گرفت          نبض فردایی فریبا را گرفترفت تا در جبهه ها زیبا شود         نیمه گم گشته اش پیدا شود خاک ایران را حمایت می نمود    

ادامه مطلب  

بسوی سرزمین هایی ...  

بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بگذاریم
به سوی سرزمینهایی که دیدارش
بسان شعله‌ی آتش
دواند در رگم خون نشیط زنده‌ی بیدار
نه این خونی که دارم، پیر و سرد و تیره و بیمار
چو کرم نیمه جانی بی سر و بی دم 
که از دهلیز نقب آسای زهر اندود رگهایم
کشاند خویشتن را، همچو مستان دست بر دیوار
به سوی قلب من، این غرفه‌ی با پرده های تار ...
 

ادامه مطلب  

داستان طرح کرامت عفو  

داستانعفو عمومی پیامبر در روز فتح مکه روز فتح مکه، پیامبر اکرم (ص) در اجتماع مردم مکه در مسجد الحرام حاضر شد و خطاب به آنان فرمود: نظر شما چیست؟ درباره من چه گمانی دارید؟ همگی ساکت بودند و غمگین که سهیل بن عمرو یکی از سران قریش گفت: ما جز خیر نمی گوییم و گمانی جز خیر نداریم. تو برادری کریم و پسر عموئی بزرگوار هستی. پیامبر فرمود: من همان سخنی را می گویم که برادرم یوسف به برادرانش گفت: امروز هیچ توبیخی به شما نیست، خدا گناهان شما را می آمرزد و او مه

ادامه مطلب  

سکوت  

به كسى كه با تو هر شب
همه شوق گفت و گو بود
 
چه رسیده است
كه امشب
سر گفت و گو ندارد...
 
حسین منزوى
تلفن را قطع کردم نگاهم در اتاق خیره ماند چشمان را بستم ای کاش لااقل تا فردا نیازی نبود پلک هایم را باز کنم پسرم دستهای کوچکش را بین ابروهایم فشار میداد دائم تکرار می کرد اخماتو باز کن و مثل من ادامه می داد دیگه نبینم اخم کنیا... 
خنده ام گرفت ساعت شهادت می داد نیم ساعت است تلفن را قطع کرده ام حس بلند شدن نداشتم تمام توانم را جمع کردم ،چیزی به آمدنت نما

ادامه مطلب  

جاده های خالی ده طعنه بر ما می زند  

جاده های خالی ده طعنه بر ما می زند
کوه و سخر پیچ و دره با دلم حرف می زند
راه و جاده بود کم عرض آن زمان
یا د یاران زمان در ذهن ما سر می زند
یا د می آید پر و بال مرا در کودکی
چون گذشته بر در آن خانه ها در می زند
توی باغ و باغچه های خانه ها
بوی گل از توی باغچه عطر بر ما می زند
لانه بود بر آ ن درخت و شاخه ها
دل به شوق پونه ها و لانه ها پر می زند
آ سمان از ابر خالی گشته است
 آفتاب رحمی ندارد شعله بر سر می زند 
مزرعه از دانه خالی گشته است
تشنه است بر آ ب و باران

ادامه مطلب  

فروغ فرخزاد  

 کاش چون پاییز بودمکاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,آفتاب دیدگانم سرد می شد,آسمان سینه ام پر درد می شدناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زداشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانیدر کنارم قلب عاشق شعله می زد,در شرار آتش دردی نهانی.نغمه ی من ...همچو آواری نسیم پر شکستهعطر غم می ریخت بر دلهای خسته.پیش رویم :چهره تل

ادامه مطلب  

شعر حضرت رقیه خاتون سلام الله  

چشمهای خرابه روشن شد،السلام علیک سر،بابا
 می پرد پلک زخمیم از شوق،ذوق کرده است این قدر بابا
در فضای سیاه دلتنگی،چشمهایم سفید شد از داغ
 سوختم،ساختم بدون تو،خشک شد چشم من به در بابا
این سفر را چگونه طی کردی؟،با شتاب آمدی تنت جا ماند
 گاه با پای نیزه می رفتی،گاه گاهی به پای سر بابا
از نگاهم گدازه می ریزد،اشک نه خون تازه می ریزد
 سینه آتشفشانی از داغ است،دخترت کوه خون جگر بابا
گوشه ی این قفس گرفتارم،شور پرواز در سرم دارم
 تکه ای آسمان اگر باشد

ادامه مطلب  

شعر : فال  

تو رویای تو گم شدم     تو اسمون خیالت پر زدم
مثل یه پرنده شوق پرواز داشتم   به تو رسیدن رو رویا نمیدونستم
نگاهی به این تقویم میکنم          روز دیدار ما نزدیکه
فنجون قهوه ام تلخه                  ولی با لبخند تو شیرین میشه
اگه اون شب بارونی                 زیر چتر نگاهت گم نمیشدم
شاید مثل شعله اتیش                 به پای عشقت نمی سوختم
پر از تردید و دلداگی ام              من با تو عشق رو فهمیدم
تو رویای تو گم شدم                  تو اسمون خیالت پر زدم
به تو رس

ادامه مطلب  

 

زنگ زدم به پدرم و گفتم: پدر خیلی سردمه... گفت: خب دو تا بخاریتوی اون بی صاحب مونده است، روشنشون کن... یادم نبود که پدرم تلگرام و واتس اپ ندارد و این پیا م های مدعیان روان شناسی را نمی خواند که بگوید چهارصد و پنجاه هزار تومان هزینه کن و بلیط هواپیما بخر و بیا اینجا تا بغلت کنم و دوباره برگردد خونه ت... اصلا یادم نبود پدرم اهل این حرفها و این کارها نیست. هر وقت می خواهم برگردم تهران، فقط با من دست می دهد و خلاص. به پدر گفتم: رسول که بود هر وقت از سرما شکا

ادامه مطلب  

دانلود منظومه آرش کمانگیر سروده سیاوش کسرایی  

منظومه بی‌نظیر و فوق العاده آرش کمانگیر سروده سیاوش کسرایی را از دست ندهید.
فایل صوتی همین نوشته را که لحنی حماسی نیز دارد از ادامه مطلب دانلود کنید.
در ادامه مطلب شعر را با صدای شاعر نیز بشنوید و ببینید.
 
 برف می بارد؛برف می بارد به روی خار و خاراسنگکوه‌ها خاموش،دره ها دلتنگ؛راه‌ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ 
برنمی‌شد گر زبام کلبه‌ها دودی،یا که سوسوی چراغی گر پیامی‌مان نمی‌آورد،ردپاها گرنمی‌افتاد روی جاده‌ها لغزان،ما چه می‌ک

ادامه مطلب  

بخوان به نام گل سرخ ......  

 
استادشفیعی کدکنی 
 
بخوان به نام گل سرخ 
 
بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب،که باغ ها همه بیدار و بارور گردندبخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپیدبه آشیانه ی خونین دوباره برگردندبخوان به نام گل سرخ، در رواق سکوتکه موج و اوج طنینش ز دشت ها گذرد؛پیام روشن باران،زبام نیلی شب،که رهگذر نسیمش به هر کرانه برد.ز خشک سال چه ترسی!ـ که سد بسی بستند:نه در برابر آب،که در برابر نورو در برابر آواز و در برابر شور .....در این زمانه ی عسرت،به شاعران زمان برگ رخ

ادامه مطلب  

اصلا رقیه نه ، مثلا دختر خودت ...  

 
اصلا رقیه نه ، مثلا دختر خودت ؛
یک شب میان کوچه بماند ،چه میشود ؟؟؟
اصلا بدون کفش ،توی بیابان ،
اصلا رقیه نه ، مثلا دختر خودت ؛
یک شب میان کوچه بماند ،چه میشود ؟؟؟
اصلا بدون کفش ،توی بیابان ،پیاده نه !!!
در راه خانه تشنه بماند ،چه میشود ؟؟؟
دزدی از او به سیلی و شلاق و فحش ،نه !
تنها به زور گوشواره بگیرد ،چه میشود ؟؟؟
گیریم خیمه نه ،خانه و یا سرپناه ،نه !
یک شعله پیرهنش را بگیرد ، چه میشود ؟؟؟
در بین شهر ،توی شلوغی ،همیشه ،نه !
یک شب که نیستی ،به

ادامه مطلب  

در باب علم قیافه شناسی  

 
 
در باره علم قیافه
فلاسفه و حکماء از جوارح انسانی برای دریافت کردن اخلاق حسنه و صفات سیئه استفاده کرده اند. و با تجربه دریافته ند که هر عضو از اعضاء ظاهری نشانه ای است از صفات باطنی.
بر صداقت این علم این حدیث را ذکر کرده اند:
« کل طویل احمق الّا عمر و کل شِبَر فتنه الّا علی».
البته این حدیث به گونه دیگری هم نقل شده است:
« کل طویل احمق الّا احمد و کل قصیر فتنه الّا علی».
حکایت:
گویند مردی در کتاب خواند که ریش دراز نشانه حماقت است. ریش خودش خیلی در

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام